بی تابانه یا مهدی(عج)می گفت

چنان بی تابانه((یا مهدی عج))می گفت که از خود شرم می کردم

یکی از هم رزمان ((شهید علی اکبر نقیه))می گوید:
زمستان سال 1360هنگامی که در دوکوهه ،بچه های تیپ امام حسین علیه السلام مستقر بودند،هر شب مراسم دعا و مناجات و سینه زنی برگزار بود.
حضور بچه های کم سن و سال و حالت معنوی آنان ،بسیار قابل توجه بود.
بارها می دیدم شهید عزیز،علی اکبر نقیه که سن او به شانزده سال نمی رسید،چنان بی تابانه((یا مهدی عج))می گفت که از خود شرم می کردم.
این زمانی بود که نیروها ،زیر نظر امر فرمانده عاشقی چون شهید مصطفی ردانی پور بودند که هنگامی که می خواست نام ارباب را بر زبان آورد،صادقانه می گفت:
یابن الحسن (ع)!
کتاب سربازان خورشید،ص224این کتاب زیر نظر مرکز تخصصی مهدویت قم و بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)به چاپ رسیده است